تبليغاتX
ساعات خوش - پر واز
دوستانه
من از یک درد بی درمان

تواز اعجاز میگویی

من ازکنج قفس اما

تواز پرواز میگویی 

من از یک چها ردیواری محدود وکسالت بار .

و تو از یک فضای ساده و دلباز میگویی

من از این بغض مانده در گلوی خویش می گویم

تو اما از طنین دلکش و اواز میگویی

من از پایان یک عمر سرا سردردمی نالم

اماتو از زیبایی گلواژه باز می گویی 

    من ماندم از دچکار ست تو کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1384ساعت 1:59  توسط حمید |