![]() |
![]() |
|
| دوستانه |
|
دردشیرینی سر بر سینه بی قرارم می کوبد دردی شبیه عشق دردی که سایه نوازشگرش نگاهت را می جوید کاش می دانستی که چقدر دلتنگ توام لبهایم خاموشنداما کاش غوغای درونم را میشنیدی تا من همیشه ارام وبی پروا به تماشایت می نشستم و با دیدن غنچه لبخندکه در میان لبهایت پرپر می شدم توان زندگی می یافتم کاش میتوانستم بانگ عشق را به صدا در اورم تا طنین دلنوازش را می شنیدی و باورم میکردی مرا که این همه بی تو بیتابم من بی تو بی تابم عزیزم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 0:40 توسط حمید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 |
|
RSS
|