تبليغاتX
ساعات خوش - دوست
دوستانه
بی تو خاکستر سردم ای دوست

با تو اما ...  دلم از اتش هستی سوزان

 روحم از شوق شکستن لبریز

ونگاهم با نگاهت حیران

هر که پرسید از شب گفتمش روز منی

هر که تنهایم دید گفتمش یار دل افروز منی

در دیاری که محبت گل نایابی است

من به تکرار غریبانه ترین واژه دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1384ساعت 1:35  توسط حمید |